تبليغاتX
All you want When you want
 
All you want When you want
 
 
welcome to my blog
 
سلام دوستان امروز براتون رمز بازی GTA 4 را در ادامه مطلب ميذارم برو حالشو ببر.

 


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم دی 1388ساعت 10:10  توسط حمید  | 
داستان به اواخر قرن 51بر مي گردد.
در يك دهكده كوچك نزديك نورنبرگ خانواده اي با۱۸ه زندگي مي كردند. براي امرار معاش اين خانواده بزرگ، پدر مي بايستي۱۸عت در روز به هر كار سختي كه در آن حوالي پيدا مي شد تن مي داد. در همان وضعيت اسفباك آلبرشت دورر و برادرش آلبرت رويايي را در سر مي پروراندند. هر دوشان آرزو مي كردند نقاش چيره دستي شوند، اما خيلي خوب مي دانستند كه پدرشان هرگز نمي تواند آن ها را براي ادامه تحصيل به نورنبرگ بفرستد.

بقيه در ادمه مطلب.

اين مطلب برگرفته از سايت iranshadi.com ميباشد.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  سه شنبه هفدهم آذر 1388ساعت 15:46  توسط حمید  | 
اگه گفتين يک فيل بره بالاي درخت چي ميشه؟
یک فیل از زمین کم میشه

اگه دوتا فيل بره بالاي درخت چي ميشه؟
دوتا فيل از زمين کم ميشه

اگه سه تا فيل بره بالاي درخت چي ميشه؟
سه تا فيل از رو زمين کم ميشه

اگه ?تا فيل بره بالاي درخت چي؟
چهار تا فيل روي درخت ميشه

اگه ?تا فيل بره بالا چي؟
درخت ميشکنه چون خيلي ديگه سنگين ميشه

حالا يک فيل چطوري ميتونه از رو درخت بياد پائين؟
سوار يک برگ ميشه مياد پائين

چطوري ?تافيل سوار يک فولکس ميشن؟
دوتا جلو و ?تا عقب ميشينن

چطوري ??تا فيل سوار بنز ميشن؟
بنز رو ميفروشن ?تا فولکس ميخرن بعد ?تا ?تا سوار ميشن

چطور ميشه که يک برگ بيفته روي يک سوسمار و سوسمار له بشه؟
همون برگي ميفته که فيله سوارش شده بود.

يک اقائي ????تا اجر داشته با ???تاش خونه ميسازه اون آجر اضافه رو چيکار ميکنه؟
ميندازتش دور

يک اقائي يک سگ داشته يک کلاه رو سرش بوده و سوار يک فولکس بدون سقف داشته با سرعت ميرفته يهو باد ميزنه کلاهشو ميبره.
سگه ميپره پائين و دنبال کلاهه ميره بعد از يک ساعت يک چيز توي دهنش برميگرده. اگه گفتين توي دهن سگه چي بود؟

همون آجره که مرده اندخته بود دور

این مطلب از سایت iranshadi.com گرفته شده است.

 |+| نوشته شده در  سه شنبه هفدهم آذر 1388ساعت 15:29  توسط حمید  | 
می گویند زمانی که سورنا سردار شجاع سپاه امپراتور ایران (( ارد دوم )) از جنگ بر می گشت به پیرزنی برخورد .

پیرزن به او گفت وقتی به جنگ می رفتی به چه دلبسته بودی ؟
گفت به هیچ ! تنها اندیشه ام نجات کشورم بود .
پیرزن گفت و اکنون به چه چیز ؟
سورنا پاسخ داد به ادامه نگاهبانی از ایران زمین .
پیرزن با نگاهی مهربانانه از او پرسید :  آیا کسی هست که بخواهی بخاطرش جان دهی ؟
سورنا گفت : برای شاهنشاه ایران حاضرم هر کاری بکنم .
پیرزن گفت : آنانی را که شکست دادی برای آیندگان خواهند نوشت کسی که جانت را برایش میدهی تو را کشته است و فرزندان سرزمینت از تو به بزرگی یاد می کنند و از او به بدی !
سورنا پاسخ داد : ما فدایی این آب و خاکیم . مهم اینست که همه قلبمان برای ایران می تپد . من سربازی بیش نیستم و رشادت سرباز را به شجاعت فرمانده سپاه می شناسند و آن من نیستم .
پیرزن گفت : وقتی پادشاه نیک ایران زمین از اینجا می گذشت همین سخن را به او گفتم و او گفت پیروزی سپاه در دست سربازان شجاع ایران زمین است نه فرمان من .
اشک در دیدگان سورنا گرد آمد .
بر اسب نشست .
سپاهش به سوی کاخ فرمانروایی ایران روان شد .
ارد دوم ، سورنا و همه میهن پرستان ایران هیچگاه به خود فکر نکردند آنها به سربلندی نام ایران اندیشیدند و در این راه از پای ننشستند .
به سخن ارد بزرگ : میهن پرستی هنر برآزندگان نیست که آرمان آنان است .
یاد و نام همه آنان گرامی باد .

 |+| نوشته شده در  سه شنبه دهم آذر 1388ساعت 18:13  توسط حمید  | 

زندگی نامه ی فارنهایت
در چهاردم ماه مي سال 1686، دانيل گابريل فارنهايت فيزيکدان بزرگ آلماني در بندر ساحلي (گي دَنسک/Gdansk) در قلمرو پادشاهي پروشا متولد شد. اين شهر ساحلي اکنون در کشور آلمان واقع است. خانواده فارنهايت بازرگان بودند و به همين دليل مسافرت هاي بسياري در اروپاي شمالي داشتند. جد پدري فارنهايت در شهر (روستک/Rostock) زندگي مي کرده است و تحقيقات نشان مي دهد که اصليت خانواده او از شهر (هيلدشيم/ Hildesheim) بوده است. در سال 1650پدربزرگ دانيل از شهر (نيفف/ Kneiphof) به شهر ديگري بنام (دنزيگ/ Danzig) نقل مکان ميکند؛ در آنجا ساکن ميشود و به بازرگاني مي پردازد. پسر او، دانيل فارنهايت (پدر دانيل گابريل که موضوع همين مقاله است) با بيوه زني بنام رانچ کُنکُرديا ازدواج ميکند که دخترِ يکي از تاجران شهر دنزيگ بوده است. پدر او صاحب پنج فرزند (دو پسر، سه دختر) بوده است که دانيل گابريل بزرگترين آنها بود.


بقیه در ادامه مطلب . راستی دوستان نظر یادتان نره.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388ساعت 22:11  توسط حمید  | 

فهرست راهنمای مباحث تاسیساتی ساختمان

رعایت مقررات و مطالب مندرج در راهنمای مباحث تاسیساتی (مکانیکی و الکتریکی) در طرح و اجراء و نظارت ضروری و براساس مصوبات لازم الاجراء می باشد .
- مبحث ۱۲ : ایمنی و حفاظت کار در حین اجراء
- مبحث ۱۴ : تاسیسات گرمایی تعویض هوا و تهویه مطبوع
- مبحث ۱۶ : تاسیسات بهداشتی
- مبحث ۱۸ : عایق بندی و تنظیم صدا
- مبحث ۱۹ : صرفه جویی و مصرف انرژی در ساختمان

بقیه در ادامه مطلب.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388ساعت 22:8  توسط حمید  | 
سلام دوستان امروز براتون بازی رمز بازي F.E.A.R یا بازی خوف و وحشت رو در ادامه مطلب میگذارم امیدوارم لذت ببرید.
ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  جمعه پانزدهم آبان 1388ساعت 12:47  توسط حمید  | 
حکیم عمر خیام (خیامی) در سال 439 هجری (1048 میلادی) در شهر نیشابور و در زمانی به دنیا آمد که ترکان سلجوقیان بر خراسان، ناحیه ای وسیع در شرق ایران، تسلط داشتند. وی در زادگاه خویش به آموختن علم پرداخت و نزد عالمان و استادان برجسته آن شهر از جمله امام موفق نیشابوری علوم زمانه خویش را فراگرفت و چنانکه گفته اند بسیار جوان بود که در فلسفه و ریاضیات تبحر یافت.

بقیه زندگینامه خیام در ادامه مطلب امیدوارم لذت ببرید.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت 18:42  توسط حمید  | 
ابو علی سینا حکیم، فیلسوف، طبیب و دانشمند بزرگ ایرانی که در جهان غرب به نام(Avicenna) و با لقب "امیر پزشکان" شناخته شده است، در ماه صفر از سال 370 هجری قمری در شهر بخارا به دنیا آمد.
این حکیم بزرگ که بعدها موثرترین چهره در علم و فلسفه جهان اسلامی شد و القابی مانند شیخ الرئیس، حجة الحق و شرف الملک به او دادند، از آغاز کودکی استعداد و شایستگی عجیبی در فرا گرفتن علوم مختلف داشت.

دوستان ادامه زندگینامه ابن سینا را میتوانید در ادامه مطلب ببینید.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت 18:26  توسط حمید  | 
اینم از زندگي نامه پاستور که به صورت مختصر و مفید در ادامه مطلب آورده شده.

راستی دوستان هرکس مایل به تبادل لینک یا همکاری به عنوان نویسنده را دارد در قسمت نظرات اعلام کند.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم آبان 1388ساعت 19:44  توسط حمید  | 
 
  بالا